باآنکه برای شعله هایش حدنیست

باآنکه برای شعله هایش حدنیست
ازحال بلوط اگربپرسی ب نیست
می سوزدومی سوزدو...نه!می رقصد
این سوختگی هنوزصددرصدنیست



برخاک نشست وغربت اندوزی کرد
بردامن خویش،زخم گل دوزی کرد
ایلام،زن بلوطی قصه ی ما
یک روزبه تنگ آمدوخودسوزی کرد
دیدگاه ها (۳)

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۴۲ویو کایاـکایا: ...

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

برخاک نشست و غربت اندوزی کردبردامن خویش،زخم گل دوزی کردایلام...

برخاک نشست و غربت اندوزی کرد..بردامن خویش زخم گلدوزی کرد..ای...

خانم ! اجازه هست که در قصّه ای جدیدتصمیمتان عوض شود و عاشقم ...

( بوسه دردناک )پارت ۹۰ هوا به شدت سرد بود تا حدی که گونه های...

~"قدم پشت قدم بر می‌داشت و لعنت پشت لعنت نثار خودش و قلب بی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط