امروز گفت برگرد ...خواهش میکرد، التماس میکرد،بهش گفتم روزی که میرفتی رو یادته گفت آرهگفتم همون روز یه چیزی رو خاک کردم حالا اگه میتونی مرده رو زنده کنی بازم بگو برگرد