فریاد بی صدا

فریاد بی صدا
پارت ۱۳
دیانا:
همچی آماده بود ارسلانم‌ یه فیلیم گذاشته بود ترتیب نشستنم عوض شده بودمن پیش ارسلان بودم مهشاد با مهراب عسل با رضا نیکا با امیر پانیذ با ممد متین با رومینا
اول فیلم بود که با صدای تیزر فیلم حقیقتا‌ دورغ چرا کل بدنم لرزید آب دهنمو صدا دار قورت دادم که ارسلان دم گوشم یواش پچ زد
ارسلان:خیلی ترسیدی جوجه (اروم)
دیانا:ت.ترس ترس کجا بود بابا(اروم)
ارسلان:منم خر(اروم)
دیانا:لبخندی تحویلیش دادم
این چرا به من گفت جوجه الان بهش نمی‌اومد اینقدر خوبم رفتار کنه
ارسلان:ببخشیدا ارباب جذبه نداشته باشه که عمارت رو هواس (اروم)
دیانا:تو از کجا فهمیدی(اروم)
ارسلان:یواش فکر کن(اروم)
دیانا:وسطای فیلم بود که با این صحنه جیغ بلندی زدم و حواسم نبود پریدم بغل ارسلان که یهو دستشو دور کمرم حلقه کرد
ارسلان:وسطای فیلم بود که یهو (همون اتفاقای بالا)منم یه دستمو دور کمرش حلقه کردم و گفتم
نترس(اروم)
دیانا:با این حرفش انگار یه کیلو مورفین بهم تزریق کردم فیلم تموم شد و من تا آخر فیلم تو بغلش بودم
دیدگاه ها (۰)

فریاد بی صداپارت ۱۴مهشاد:فیلم تموم شد چراغا رو روشن کردم با ...

فریاد بی صداپارت۱۵صبحنیکا:دیانا دیانا رفتم اتاقش دیانا دیانا...

فریاد بی صداپارت۱۲رضا:نظرتون یه شمال بچینیمارسلان:آرههمه موا...

فریاد بی صدا پارت ۱۱دیانا:خب نیکا پرید وسط حرفشنیکا:میشه فکر...

رمان بغلی من پارت ۱۰۱و۱۰۲و۱۰۳ارسلان: دیانا دیانا: بله جایی و...

رمان بغلی من پارت ۱۳۴و۱۳۵و۱۳۶و۱۳۷ارسلان: آخيش آنقدر وول نخور...

رمان بغلی من پارت ۱۳۰و۱۳۱و۱۳۲و۱۳۳دیانا: قرار بود بریم یه سری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط