دل پر از زخم ، نفس زخم ، رگ حنجر زخم

دل پر از زخم ، نفس زخم ، رگ حنجر زخم
گوشه ای درته گودال لب حنجر زخم

آسمان پر شده از سر ، سر بر نیزه شده
پیکری روی زمین بی سر و ، سر تا سر زخم

نیزه و تیر و سنان ها همه هم دست شدند
پس تنی ماند اگر ، ماند ز یک لشگر زخم

فقط از اسب زمین خوردن او کافی بود
پس چه آورده به روز جگر مادر زخم؟

خواهرش معجر اگر داشت به زخمش می بست
این همه خاک نمی ریخت به سر ، برهر زخم

زخم طفلان همه اش زیر سر آتش بود
خیمه می سوخت و شد همدم خاکستر زخم

خون ِ بر چوبه ی محمل چقَدَر معنا داشت
سر که بی سایه ی سر ماند ، همان بهتر زخم
دیدگاه ها (۲)

دل پر از زخم، نفس زخم، رگ حنجر زخمگوشه‌ای درته گودال، لب حنج...

1 گرفتارم گرفتارم ابالفضل گره افتاده در کارم ابالفضل دعایی ک...

لشگری آمده تا سهم غنیمت ببرد از تنی غرق به خون جامه به غارت ...

لشگری آمده تا سهم غنیمت ببرد از تنی غرق به خون جامه به غارت ...

آب آور را زدندناله ای پیچید در خیمه که لشگر را زدنددر میان ن...

لشکری آمده تا سهم غنیمت ببرداز تنی غرقه به خون، جامه به غارت...

شب یازدهم محرم شام غریبان

فاطمیه

#شب_عاشورا🏴 شب است و بوی جدایی ز کربلا آید ‏صدای ناله ی زینب...

یک کربلا غم در مقابل داشت زینبآمد ولی صد غصه در دل داشت زینب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط