ࡅߺ߳ߊࡅِِߺܭߊܝ
ࡅߺ߳ߊࡅِِߺܭߊܝ
#TaLaBkaR
#ᴘᴀʀᴛ:𝟙𝟛
_ رایلی تو...اینجا چیکار میکنی جئون ولش کن.. اون گناهی نداره
جونگ کوک پوزخند زد و گفت:
_مهم نیست به هر حال که از خون همید
نامجون داد زد:
_هر کاری بگی میکنم ولی با رایلی کاری نداشته باش
اروم گفتم:
+نامجون..
که گفت:
_بیا این طرف رایلی
خواستم پاشم که جونگ کوک مچ دستمو گرفت
نامجون که متوجه این شده بود گفت:
_ولش کن عوضی.. دستت رو از خواهرم بکش..
جونگ کوک خنده ای که بیشتر شبیه تهدید بود رو کرد و گفت:
_حتما ... بعد از این که همتون رو با خاک یکسان
کردم
نامجون دستش رو به میز کوبید گفت:
_قبلنمگفتم مرگ آنا هیچ ربطی به خانواده ما نداره
جونگ کوک عصبی گفت:
_اسمشو به زبونت نیار عوضی تو کشتش اگه اون روز حواست رو جمع میکردی اون الان اینجا بود
ویو رایلی
چی آنا؟
آنا یعنی کیه؟
خواستم بپرسم ولی منصرف شدم
که جونگ کوک گفت:
_....
#TaLaBkaR
#ᴘᴀʀᴛ:𝟙𝟛
_ رایلی تو...اینجا چیکار میکنی جئون ولش کن.. اون گناهی نداره
جونگ کوک پوزخند زد و گفت:
_مهم نیست به هر حال که از خون همید
نامجون داد زد:
_هر کاری بگی میکنم ولی با رایلی کاری نداشته باش
اروم گفتم:
+نامجون..
که گفت:
_بیا این طرف رایلی
خواستم پاشم که جونگ کوک مچ دستمو گرفت
نامجون که متوجه این شده بود گفت:
_ولش کن عوضی.. دستت رو از خواهرم بکش..
جونگ کوک خنده ای که بیشتر شبیه تهدید بود رو کرد و گفت:
_حتما ... بعد از این که همتون رو با خاک یکسان
کردم
نامجون دستش رو به میز کوبید گفت:
_قبلنمگفتم مرگ آنا هیچ ربطی به خانواده ما نداره
جونگ کوک عصبی گفت:
_اسمشو به زبونت نیار عوضی تو کشتش اگه اون روز حواست رو جمع میکردی اون الان اینجا بود
ویو رایلی
چی آنا؟
آنا یعنی کیه؟
خواستم بپرسم ولی منصرف شدم
که جونگ کوک گفت:
_....
- ۱۱۷
- ۰۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط