دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال من

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال من
حق من بودی چرا ، هرگز نبودی مال من ؟

می روم با پای خسته ، دست بسته ، چشم تر
شکر میگویم خدا را ، هست ناخوش حال من

می روم از شهر تو بیرون ، به شهر دیگری
هیچکس حتی نمی آید به استقبال من

کوله باره پاره ام را توشه ی راهم کنم
گم شده اسباب من ، در هم شکسته بال من

فال می گیرم و می دانم که تعبیرش بد است
اشک حافظ را در آوردم ، که این شد فال من

شعر می گویم بدین سان ، گرم میگردد سرم
سرد میگردد سرم ، با سردی اقبال من

یاد دارم مادرم ، من را نوازش کرده بود
خشک شد لب های من ، بیهوده شد افعال من

در خیالم با خیالت رو به رو هم شدیم
در خیالات خودم ، دیدار با بی دال من
دیدگاه ها (۱۰۲)

ﻫﻤﻪ ﺷﻬﺮ ﻣﺤﯿﺎﺳﺖ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺁﺗﺶ ﻣﻌﺮﮐﻪ ﺑﺎﻻ‌ﺳﺖ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭ...

گفتم کجا جویم تو را؟؟گفتا ب هر جا ک صفاستگفتم صفا جویم کجا ؟...

ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﻣﮕﺮ ﭘﺎﺳﺦ ﺁﻣﯿﻦ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ؟!ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﻋﺎ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﺁﯾﯿﻦ ﻣﻦ ﻭ ﺗ...

دل مردهبه ظاهر خنده ای بر لبو گاهی حرف های پیچ در پیچو هم هی...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز نبود...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز نبود...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز نبود...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز نبود...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز نبود...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز نبود...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز نبود...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز نبود...

دوستت دارم ولی ، هرگز #نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز #نب...

دوستت دارم ولی هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا هرگز نبودی ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط