عروسکی که اورا تسخیر کرد

«عروسکی که اورا تسخیر کرد»
پارت دو!!
خواهرم اونو خیلی دوست داشت و سب ها با اون میخوابید .یه شب ساعت ۳ بود که یه صدایی شنیدم .
دیدم عروسک خواهرم داره با یک نفر حرف میزنه با یک زبانی که هیچ وقت نشنیده بودم وقتی که رفتم سمتش خواهرمو پشتم دیدم که از پشتم در اومد و گفت با عروسک من چیکار میکنی یا از اتاق من میری یا به عروسکم میگم منم زیاد توجه نکردم چون گفتم شاید تو خواب بیداری باشه بعدش رفتم خوابیدم صبح که بیدار شدم دیدم عروسکه رو صندلی اشپزخونه نشسته که دیدم...‌........
دیدگاه ها (۱۹)

فالوشه ؟گناه داره 🥺https://wisgoon.com/asadpanah680

عزیزم من خود سعید نیستم.

«عروسکی که او را تسخیر کرد»امروز تولد خواهرم بود من و مامانم...

فردا یک سوپرایز جذاب براتون دارم با یک شخص خاص

Plan Aتیلور: امروز خونه موندم و کلی فیلم دیدم مشروب گرفتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط