ی روزهای هست

یہ " روزهایے " هست ...
" دلت " مے گیرد ...
از نزدیڪ ترین " آدمهاے " زندگے ات ...
همان هایے ...
ڪہ با " دنیا " هم عوضشان نمے ڪنے ...
سخت است ...
بفهمے ...
عزیزترین " ڪسانت " مے رنجانند ...
" تو " را ...
همان هایے ...
ڪہ دم از " معرفت " مے زنند ...
یہ روزهایے مے فهمے ...
ڪہ چقدر ...
میان این همہ " آشنــا " ...
" غــــریبـه اے! .
دیدگاه ها (۱)

بقول صادق معظمی:شب نوبت نخوابیدن ماستشروع نداشتن‌هاو تکرار س...

شاید شبی آمدکه من دیگر غرق آرامشمآرامشی که خاطرات تو دیگر به...

در حضور "خارها" هم میشود یک "یاس" بود در هیاهوی مترسکها پر ا...

افسوس ساللل خشوو

میشه لطفا فالو کنید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط