پارت
پارت ۴
.
.
.
ا/ت:
یه هفته کامل رو با دراز کشیدن توی اتاقم،گاهی گریه کردن و بعضی وقتا هم غذا خوردن به قصد خفه شدن گذروندم
یه هفتس حموم نکردم،بوی جنازه میدم
پا میشم و قوسی به کمرم میدم و یه نگاهی به خودم توی آینه میندازم،چشمای گود،صورت رنگ پریده،لبای خشک،موهایی که یه هفتس شونه نشدن،لباسایی که یه هفتس عوض نشدن
شبیه کارتن خوابا شدم
لباسای تازه آماده میکنم و یه دوش میگیرم و طبق معمول روتینمو انجام میدم،انقد گریه کردم فرم چشمام عوض شده،خدا میدونه کی مثل قبلا میشه
یادم باشه پول پس انداز کنم یه سرم دور چشم خوب بخرم...کدوم پس انداز؟من حتی شغل هم ندارم...یادم نبود...
آهی میکشم و یه سیلی به خودم میزنم،اونقدر که جای تک تک انگشتام بمونه
نه! مامانم منو اینجوری بزرگ نکرد! یه هفته برای شغل از دست رفتم عزاداری کردم،دیگه وقتشه که رو به جلو پیش برم،باید یه شغل دیگه پیدا کنم
گوشیمو برمیدارم و آگهی های کاری رو نگاه میکنم
رقاص میله؟نه بابا من این کاره نیستم
کار توی پت شاپ؟من به سگ ها حساسیت دارم
کار توی فروشگاه لوازم آرایشی؟من که چیزی ازش سر در نمیارم
مهندس؟من هنوز توی جدول ضرب موندم
تا یهو چشمم به یه آگهی میخوره،پرستار خانگی
حقوق ماهانه:شصت هزار ین
...شصت...هزار...ین...؟!؟! یه موج از احساسات عجیب بهم برخورد میکنه! این خیلی زیاده! قشنگ پولدار میشم!
من سالهای سال از مامان مریضم مواظبت کردم،برای همین دقیقا میدونم چطوری باید با یه بیمار رفتار بشه و ازشون مراقبت بشه،اینجوری خیلی خوب میشه!
با خوشحالی شماره ای که نوشته شده رو تایپ میکنم و بهشون زنگ میزنم
قراره پولدار بشم
سلام زندگی جدید من
#انیمه
#وانشات #انیمه_فن_فیکشن #سناریو_انیمه #انیمشن #تخیلی #داستان #توکیو_رونجرز #جوجوتسو_کایسن
.
.
.
ا/ت:
یه هفته کامل رو با دراز کشیدن توی اتاقم،گاهی گریه کردن و بعضی وقتا هم غذا خوردن به قصد خفه شدن گذروندم
یه هفتس حموم نکردم،بوی جنازه میدم
پا میشم و قوسی به کمرم میدم و یه نگاهی به خودم توی آینه میندازم،چشمای گود،صورت رنگ پریده،لبای خشک،موهایی که یه هفتس شونه نشدن،لباسایی که یه هفتس عوض نشدن
شبیه کارتن خوابا شدم
لباسای تازه آماده میکنم و یه دوش میگیرم و طبق معمول روتینمو انجام میدم،انقد گریه کردم فرم چشمام عوض شده،خدا میدونه کی مثل قبلا میشه
یادم باشه پول پس انداز کنم یه سرم دور چشم خوب بخرم...کدوم پس انداز؟من حتی شغل هم ندارم...یادم نبود...
آهی میکشم و یه سیلی به خودم میزنم،اونقدر که جای تک تک انگشتام بمونه
نه! مامانم منو اینجوری بزرگ نکرد! یه هفته برای شغل از دست رفتم عزاداری کردم،دیگه وقتشه که رو به جلو پیش برم،باید یه شغل دیگه پیدا کنم
گوشیمو برمیدارم و آگهی های کاری رو نگاه میکنم
رقاص میله؟نه بابا من این کاره نیستم
کار توی پت شاپ؟من به سگ ها حساسیت دارم
کار توی فروشگاه لوازم آرایشی؟من که چیزی ازش سر در نمیارم
مهندس؟من هنوز توی جدول ضرب موندم
تا یهو چشمم به یه آگهی میخوره،پرستار خانگی
حقوق ماهانه:شصت هزار ین
...شصت...هزار...ین...؟!؟! یه موج از احساسات عجیب بهم برخورد میکنه! این خیلی زیاده! قشنگ پولدار میشم!
من سالهای سال از مامان مریضم مواظبت کردم،برای همین دقیقا میدونم چطوری باید با یه بیمار رفتار بشه و ازشون مراقبت بشه،اینجوری خیلی خوب میشه!
با خوشحالی شماره ای که نوشته شده رو تایپ میکنم و بهشون زنگ میزنم
قراره پولدار بشم
سلام زندگی جدید من
#انیمه
#وانشات #انیمه_فن_فیکشن #سناریو_انیمه #انیمشن #تخیلی #داستان #توکیو_رونجرز #جوجوتسو_کایسن
- ۳۷۷
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط