قلدر مدرسه(part 3)

قلدر مدرسه(part 3)

زنگ تفریح خوردو رفتیم حیاط توی صندلی نشسته بودم که دیدم ی دختر اومد پیشم نشست و گفت
میا:سلام
یوری:سلام
میا:ما باهم همکلاسی هستیم
یوری:آها..خب
میا:میای دوست بشیم
یوری:باشه(و معرفی و حال احوالو این حرفا بود که زنگ خورد رفتن کلاس
ویو یوری :
وقتی وارد کلاس شدم می خواستم روی صندلی بشینم که دیدم آبمیوه ریخته شده که یهو یونگی اومد
یونگی:چرا نمیشینی سر جات(با حالت خنده دار)
یوری:تو این کارو کردی
که یکی داد زد
کانگ:نه پس من کردم
(که کل کلاس زدن زیر خنده)
یوری:گفتم کدومم خریییی این کارو کرده(با داد)
یونگی:من بودم ببخشید خانم کوچولو نمی دونستم ناراحت میشی(با خنده)
یوری:دیگه نتونستم تحمل کنم که ی سیلی محکم زدم توی گوشش(بچه فیکه دیگه واقعی نیست)که افتاد زمین و اونم اومد منو زد و شروع به زنگ و دعوا(من سر آخریش از خنده جرررر خوردم🤣) و بعد بچه رفتن به مدیر گفتن و مدیر گفت بریم دفترش و منو یونگی رفتیم سمت دفتر
مدیر:شما چرا هین سگو گربه افتادین به جون هم
یونگی:اول این شروع کرد
یوری:این اسم داره(و به سر یونگی زد)
یونگی:اه هی منو نزن
یوری:توهم هی عصاب منو خراب نکن
مدیر:دفعه آخرتون باشه وگرنه اخراجید(و بعد رفتیم سمت کلاس)
ی نکته بهتون بگم یونگی و یوری ردیف آخر میشینن و کانگ جلوی یوری میشینه و جونگکوک هم جلوی یونگی میشینه
داشتم میرفتم بشینم سر جام که یکی زدم سر اون کانگ خواست اونم منو بزنه که استاد اومد کلاس و شروع به تدریس کرد(زنگ ریاضی بودا)توی تخته ۵ تا سوال داد ما حل کنیم من همشو نوشتم و داشتم به تخته نگا می کردم یهو سرمو چرخوندم دیدم یونگی هیچ کدومو ننوشته و داره گوشی نگا می کنه بهش گفتم
یوری:هویی یونگی بنویس دیگه
یونگی:به تو چه نمی خوام بنويسم
یوری:باشه ننوبس اگه رفتی پای تخته بهت میگم
که استاد گفت
استاد:خب یکی بیاد جواب ۵ تا سوال بنویسه خب.....یونگی بیاد
یونگی:استاد من(تعجب)
استاد:بله شما بیا پایه تخته
و یونگی رفت جلوی تخته می دونستم که بلد نیست و استاد هم حواسش جای دیگه ای بود بعد من به یونگی اشاره کردم که فهمید داشتم با دستام بهش جواب هارو می گفتم اونم می نوشت و تموم کردو به استاد گفت
یونگی:استاد تموم شد
استاد:بزار ببینم درست نوشتی که گفت همشو درست نوشتی و بعد اومد نشست
یونگی:مرسی...بابت..کمک(حالت سرد)
یوری:خواهش
و.......کات
دیدگاه ها (۶)

تهیونگ(درخواستی)

قلدر مدرسه(part 4)ویو یونگی؛اگه این دختره نبود نمی تونستم جو...

قلدر مدرسه(part 2)ویو یوری:و زنگ آخر کلاس بود وقتی خورد کیفم...

قلدر مدرسه(part 1)ویو یوری:سلام من یوری هستم ۱۸ سالمه و امرو...

وانشات استاد کیم هیچ حرفی رد بدل نشد رسیدیم سر کلاس بودم کلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط