حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای

حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای
گفت : یا آب است ، یا خاک است یا پروانه ای !
گفتمش احوال عمرم را بگو ، این عمر چیست؟
گفت یابرق است ، یا باد است ، یا افسانه ای !
گفتمش احوال جانم را پس از مردن ، بگو؟
گفت یا باغ است ، یا نار است ، یا ویرانه ای !
گفتمش اینها که میبینی ، چرا دل بسته اند؟
گفت یا خوابند ، یا مستند ، یا دیوانه ای !
❄ ️
دیدگاه ها (۱۰)

ما در ره عشقِ تو اسیرانِ بلاییمکَس نیست چنین عاشقِ بیچاره که...

🎗 ️عشق رازی‌ست که تنها به خدا باید گفتچه سخن‌ها که خدا با من...

هر زمان از هرکسی تصویر تاری داشتیممشکل از ما بود ، چشم پر غب...

گریه هم گاهی برای چشمهایت لازم استمثل ابری منقلب باشی نباری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط