تا تو عقل رعنا راه زن با خود داری ،
تا تو عقل رعنا راه زن با خود داری ،
از تو هیچ نیاید .
باش تا جمال معشوق روی به تو نماید ،
آنگه تو نیست گردی .
آنگه این حقایق بدانی ،
چون آفتاب روی نمود ، ظلمت - اگر خواهد و اگر نه - بگریزد .
چون آفتاب جمال ازل بتابد ،
کوه پاره شود . آدمی آنجا چه کند !
چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم
که آنگه خوش بوم با او که من بی خویشتن باشم
من آنگه خود کسی باشم که در میدان عشق او
نه دل باشم ، نه جان باشم ، نه سر باشم ، نه تن باشم
اینجا هر موی بر اندام تو ( انالحق ) گوید ...
از تو هیچ نیاید .
باش تا جمال معشوق روی به تو نماید ،
آنگه تو نیست گردی .
آنگه این حقایق بدانی ،
چون آفتاب روی نمود ، ظلمت - اگر خواهد و اگر نه - بگریزد .
چون آفتاب جمال ازل بتابد ،
کوه پاره شود . آدمی آنجا چه کند !
چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم
که آنگه خوش بوم با او که من بی خویشتن باشم
من آنگه خود کسی باشم که در میدان عشق او
نه دل باشم ، نه جان باشم ، نه سر باشم ، نه تن باشم
اینجا هر موی بر اندام تو ( انالحق ) گوید ...
- ۹۰۹
- ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط