دارم امشب بین دل ها رفت و آمد می کنم

دارم امشب بین دل ها رفت و آمد می کنم
گر عبورت را نبینم، عشق را رد می کنم

گر نباشی هیچ و پوچم، صفر، حتی زیرِ صفر
گر بیایی در حضورت، صفر را صد می کنم

از همان روزی که رفتی ریخت اعصابم بهم
با دل بیچاره ام دعوای ممتد میکنم

قصه ات هِی پیش من تجدید خاطر می شود
هرچه خود را گرمِ یک کار مجدد می کنم

با هزار و یک شبِ دیگر به دستورِ جنون
گفته باشم؛ گر نیایی آنچه باید می کنم

آبرویم خرجِ کاری میشود از جنس عشق
وجهه ی خود را به پیش این و آن بد می کنم

عاشقی دیوانه ام، در کوچه های این محل
بین اشک و خنده، خلقی را مردد میبینم
دیدگاه ها (۱)

به چشمانت سٖپردم چشمهای مست مستم رانگاهت گرم بود و داغ کرد...

شاه دلم گدا مکُش ، من شده ام گدای توگر چه ستم کنی به من،جان...

کاش امشب بخوابم و دیگر صبحی نبینمکاش دیگر چشمانم را به نور ه...

شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟مانده ام در طلبت غرق تمنا...

پدر پریسا گفت  سیاوش جان چند لحظه صبر کن با شما کار دارم . ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط