فیک نویس( پارت ۲ )

فیک نویس( پارت ۲ )
مایل به پارت بعدی؟؟

دالیا: پس این جوره (😡)

جولیا: مگه نشنیدی چی گفت برو گمشو اونور بزار مسابقه بدیم

me/جولیا رو همه به انوان دوست دختره کای میشناسن و دالیا سر همین خیلی حسودی میکنه

دالیا: باشه هرجور راحتی پس خدافظ داداش

فیلیکس: کای نمیخوای بری دنبالش خواهرت هست

کای: هر کاری دوست داره بکنه به من چه ربطی داره😑

جولیا: کای امشب هم باز خونه ی من میمونی؟

کای: ببینیم چی میشه

دالیا: من پشت دیوار بودن و شنیدم که تمام این مدت کای خونه ی رقیب عشقی من میمونه

دالیا زنگ زد به باباش و همه چیز رو از سر لج گفت که کای شب ها خونه نمیاد. و میره پیش یکی دیگه میمونه

پدر دالیا: چیییی من میدونم با اون چیکار کنم
زنگ.......

کای: بله

پدر دالیا و کای: کای کدوم گوری هستی زود بیا خونه که کارت دارم

جولیا: چی شده کار عصبانی هستی؟؟

کای: دالیا رفته همه چیز رو به پدرش گفته..
من دیگع رفتم

پدره D و k : کای همین الان کلید موتورت رو به من میدی تا ۱ ماه حق استفاده ازش رو نداری

کای: چییی😤

دالیا: آخیش دلم خونک شد

کای: باشه من میرم به خواهرم شب بخیر بگم

دالیا: وایی کارم تمومه😳..


مرسی که تا اینجا خوندی زیباااا🦋✨️
اگه خوشت اومد لایک کن💋💗

پارت قبل:
https://wisgoon.com/p/ZECT5GQFYS/
دیدگاه ها (۶)

پایان خوش؟!!😪

وایی🥴🥴

فکر نکنم😍✨️💗

پارت ۴عوض شدی یا عوضی "زمان گذشته یک ماه بعد از جشن فارغ الت...

پارت 17در ذهن جونکوک : تنش کردم بعد بلندش کردم بردم سر میز ص...

رز صورتی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط