میگفت نمی دونست عشق چیه اما فکر می کرد دوست داشتن اینجوری

میگفت نمی دونست عشق چیه اما فکر می کرد دوست داشتن اینجوریه؟ 
وقتی که ببینیش پاهات سست شه نتونی راه بری و اون بفهمه 🙂  
وقتی داره راه میره و حواسش نی و به کار خودش مشغوله نگاش کنی 🙂  
وقتی جلوته و داره بی پروا بات حرف می زنه تو تیرگی چشاش غرق شی اما تا نگات کرد سریع دلت بلرزه و دست و پاتو گم کنی 🙂  
وقتی بعد از مدت ها دیدش از دلتنگی ناخواسته از چشات اشک بیاد 🙂  
وقتی که تو زندگیت نی هرلحظه باهاش زندگی کنی🙂  
برای غمش بمیری🙂  
براش دعا کنی به عشقش برسه 🙂  
می گفت نمی دونست عشق چیه اما دوست داشتن خیلی سخته!خیلی خیلی سخته
دیدگاه ها (۱)

نحوه‌ی حرف زدن:آروم، کوتاه و دقیق. هیچ‌وقت بی‌دلیل حرف نمی‌ز...

پارت ۲۵ — «نقشه‌ی رها»رها رفت توی آشپزخونه و در رو پشت سرش ب...

استی: 🤘🏻❤️ ستاره‌ی راک موردعلاقه‌م، داری چیکار می‌کنی؟🦙: منت...

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

🐰: هر بار که موهام رو می‌شورم، رنگش یه کم تغییر می‌کنه. بعد ...

چندپارتی جیهوپ

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط