"گردنِ جمعه نیندازید" ..

"گردنِ جمعه نیندازید" ..
این درد‌هایی را که انبار کرده‌اید روی دردهای هم!
این بی معرفتی‌هایتان را ..!
گردنِ جمعهِ نیندازید این که نیست را ..
اینکه باید بود اما نیست ..
انقدر ننویسید چه غمگین است جمعه ..
چه دلگیر است جمعه ..
"دل" دارد ..میشکَند دلش ..
آن وقت است که اگر شکست نه فقط غروبَش،
بلکه از صبح تا شبَش غمگین میشود ..
غمی از جنسِ خودش
که "بسیار خستِه‌تَر از غمی ‌است که ما ادم‌ها رویَش گذاشته‌ایم!"
دیدگاه ها (۱۷)

در این شهر تماما شلوغدر این همهمه ی بیدادکننده ی چشمان نمناک...

میدانی جان دلهمه میگویند عشق شهریار حسابی ناب بودمیگویند ای ...

خیره به درهای تا ابد بسته دلمتنها در این میانه میداندلخوش به...

به لَهجه‌ام نَخند"سَنی‌ چُوخ سوییرُم" هَمان "دوستَت دارَمی ‌...

نگاه از زیر پرده .جونگکوک با شنیدن ریتم آهنگ سر تکون میداد ز...

«blood shadows»(سایه های خونی) part ۲۳/___صدای باز شدن در، س...

dark life = 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط