مریمی دارم که تصویرش مسیحایی تر است

مریمی دارم که تصویرش مسیحایی تر است

رنگ چشمانش بهاری با نگاهی دیگر است

گاه گاهی جان من را بر لبم می آورد

دلربایی های او رویای مجنون آور است

دوستش دارم نمی خواهم دلش را بشکنم

پیچ و تابش خون بهای آخرین نیلوفر است

شاد بودن را میان کوچه ها آورده است

بر لبانش غنچه ای دارد که از گل بهتر است

آسمانش را به پیچک های باران داده است

مثل شبنم باور شبرگ صدها دفتر است
دیدگاه ها (۱۹)

ماه تابانبا همین لبخندهای لاغر، عبور میکنم از حادثه های سرد....

عشق کنار کشیدن و جا زدن نیست بلکه صبر داشتن و ادامه دادن است...

میخواهی بروی؟خب برو...انتظار مرا وحشتی نیستشبهای بی قراری را...

یک دنیا دل تنگی...چشمی پر از انتظار....خدایا کی انتظار را پا...

مریمی دارم که تصویرش مسیحایی تر استرنگ چشمانش بهاری با نگاهی...

جعفر درویشیان شاعر کرمانشاهی

#فنجانی_چای_باخداقسمت هشتا ششماتوبوس به نجف نزدیک میشد وضربا...

یا کنج قفس یا مرگ،این بختِ کبوترهاستدنیا پل باریکی بین بد و ...

لبخند مرا بس بود آغوش لهم می کرد آن بوسه مرا میکشت لب منهدم...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط