منم

منم

درختی که

برگ هایش را ریخت

تا تو

ماه را

از میان شاخه هایش

تماشا کنی
دیدگاه ها (۹)

دوستت دارم و از تو می‌ترسمقله های بلنددره های عمیق تری دارند...

سر تمام قرارها می‌کاشتی امیادت هست؟می خواهم تلافی کنم!به خان...

در شعرهای منممکن استماه، راه شودو کوه، دریااما دردکماکانهمان...

برای پرنده ایکه نمی خواهد بپردوزنه ای ست بال،که بر تنسنگینی ...

غم به شما عمق می‌دهد و شادی ارتفاع. غم ریشه‌هایتان را گسترده...

یک شاخه گل سپید تقدیم تو باد ..رقصیدن برگ بید تقدیم تو باد ....

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط