منو حالا نوازش کن ، که این فرصت نره از دست

منو حالا نوازش کن ، که این فرصت نره از دست

شاید این آخرین باره ، که این احساس زیبا هست

منو حالا نوازش کن ، همین حالا که تب کردم

اگه لمسم کنی شاید ، به دنیای تو برگردم

هنوزم میشه عاشق بود ، تو باشی کار سختی نیست

بدون مرز با من باش ، اگر چه دیگه وقتی نیست

نبینم این دم آخر، تو چشمات غصه میشینه

همه اشکاتو میبوسم ، میدونم قسمتم اینه

تو از چشمای من خوندی ، که از این زندگی خستم

کنارت اونقدر آرومم ، که از مرگ هم نمیترسم

تنم سرده ولی انگار ، تو دستای تو آتیشه

خودت پلکامو میبندی و این قصه تموم میشه

هنوزم میشه عاشق بود ، تو باشی کار سختی نیست

بدون مرز با من باش ، اگر چه دیگه وقتی نیست

نبینم این دم آخر، تو چشمات غصه میشینه

همه اشکاتو میبوسم ، میدونم قسمتم
اینه!
دیدگاه ها (۴)

درد است به جانم چه کنم نیست طبیبیپنهان شده در خنده ی من بغض ...

‌ چند لحظه ای با من بمان ... امشب دلم دیوانه است.....

دلــــــــم کوچک استکوچک تر از باغچہ ے پشت پنجــــرهاما آنقـ...

میدونین ادم امن کیه؟اونیه که همیشه باعث پیشرفتت میشه نه پسرف...

سلامخوبهستین؟ نمیدونم برا دتیز ایشون حساب میشه یا نه... ...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۷سیفینا : من من میتونم کمکت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط