لطفى كن و تيرى دگرم سوىِ دل انداز

لطفى كن و تيرى دگرم سوىِ دل انداز

كان تيرِ نخستين كه زدى بر جگر افتا
دیدگاه ها (۰)

دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیبعاجز آمد که مرا چاره‌ی درم...

هر مریضی که طبیبش تو شکرلب باشیبهر آن است که بهتر نشود احوال...

چه فرقی داره باشم یا نباشمبرای من، تو یعنی هردوی ما

به جان یاد دارم وفای ترانجویم به چیزی جفای ترابدارم وفای تو ...

دنیا چه میفهمد از دل پدری که میگهپسرم دقیقا کنار من بود ولی ...

زلف لختت برده دل از هر مسلمان مذهبیدستِ کم لطفی کن و دل از م...

دل به دل راه داره، عاشق دل شیدا داره آن‌چه خوبان دارند ارباب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط