"عشق" مانند بیمار شدن است

"عشق" مانند بیمار شدن است
نمی‌دانی چطور اتفاق می‌افتد؛
عطسه می‌کنی
یکهو می‌لرزی
و دیگر دیر شده است
سرما خورده‌ای!
دیدگاه ها (۳)

اینروزهااز هوایِ سردِ پائیزیدلم مورمور می‌شودگویی بدونِ توحا...

ﺍﺯ ﻧﻴﺎﺯﻡ ﻧﺎﺯ ﻭ ﺍﺯ ﻧﺎﺯ ﺗـــﻮ می‌جوشد ﻧﻴﺎﺯﺣﻴﺮتی ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻣﻌﺸﻮﻕ ...

باز هم جمعه شدو باز همدلم تا مژه هایم گرفته استدلم یک تب شدی...

باد ها در پاییز بی رحم تر می وزنداصلا بعید نیستآدم ها رابا د...

صبح که می شود دنبال اتفاقات خوب بگرد، دنبالِ آدم هایِ خوبیکه...

صبح که می شود...دنبال اتفاقات خوب بگردکه حال خوبت رابا لبخند...

تورا بارها به یاد می آورماما نمی توانم سراغت بیایم؛زیرا میان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط