لب هایت

لب هایت
اعتراف سرخ خدایند به قدرت خویش
چگونه آن ها را نپرستم؟
چگونه فریادشان نکنم؟
مگر نه اینکه زندگی سرخ است و روی لب های تو جاری؟
بگذار پیامبرشان باشم
اعجاز من لبخند تو می شود
بعد از خواندن این شعر
اعجاز من
فریاد من است:
به لب هایت قسم
عشق
سرخ ترین حادثه بود...
حالا به آینه پناه ببر
تا ایمان بیاوری که چقدر
دوستت دارم...
دیدگاه ها (۲)

همه بهانه هایم از نبودن توستاگر باشی…اگرباشی..از هزار و یک ب...

دختر گل فروش زیبا بود?رهگذر گفت که لبت چند است?دخترک گفت : ر...

از فنجان های دلم بیا و یک جرعه دلتنگی ام را بنوش .باور کن ای...

اگر اشتباهی کردیمآن را بپذیریمو عذرخواهی کنیم معذرت خواهی شک...

سناریو اوبیکاکا

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁰صدای گلوله‌ها بی‌وقفه در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط