پارت

پارت [32]
شوگا:خب بچها حرکت کنیم بریم دیگه؟
جیمین:اره من راننده یه جدا گرفتم
شوگا:هوم اوکی پس منو ا/ت میریم یجا شماهاهم یجا خوبه؟
جیمین:یس
کوک:اوکی
جیمین:راننده ها اومدن بریم...
همه:باشه...
شوگا و ا/ت باهم بودن...
شوگا:بیب ناراحتی انگار
ا/ت:هوم ن بابا(لبخند مصنوعی)
شوگا:معلومه چیشده؟
ا/ت:دلم برا آبجیم تنگ میشه حتی حتی دلم برایه مامانی که زیاد چیزی ازش یادم نیس تنگ شده برایه بابام نمیدونم کلا بخاطر اینا ناراحتم
شوگا:یااا آروم باش من پیشتم
ا/ت:باشه(لبخند)
شوگا:ا/تو بغل میکنه


ویو کوک اینا:
جنی:خب بچها من حوصله ام سر رفته چیکار کنیم
جیسو:منم حوصلم سر رفته
جین:بیاین یچی بخوریم
کوک و جیمین:موافقم
سومین:کوک(اروم)
کوک:بعله؟
سومین:میگی راننده یجا نگه داره که دستشویی داشته باشه(اروم)
کوک:چرا؟
سومین:من التهاب روده داشتم (اروم)
کوک:اوه راس میگی اوکی.....


میگه و یارو نگه میداره...
سومین هم که اره😂


ویو دوباره شوگا اینا...
رسیدن و رفتن هتل
صاحب هتل اومد...
ص.ه:سلام خوش اومدین
ا/ت:عوا ت...تو
ص.ه:عوا ا/ت توعی؟
ا/ت:وو دو توعی؟
وو دو:ا/تو بغل میکنه-دلم برات تنگ شده بود دختر
ا/ت:منم همینطور وو دو خیلی وقته ندیدمت
شوگل:سلام(سرد)
وو دو:سلام ا/ت معرفی نمیکنی؟
ا/ت:مای هازبند یونگی😂
وو دو:اوه شوار داری(ناراحت)
یونگی:ا/ت من خستم بیا بریم
ا/ت:آم باشه ببخشید وو دو
وو دو:آم اشکال نداره کیلیده اتاقشونو میده و میرن....
شوگا:مچ ا/تو محکم میگیره..
ا/ت:ایی یونگی چته‌...


ادامع دارد....
دیدگاه ها (۷)

پارت [33]یونگی:خفه شو (داد)میرین تویه اتاق و محکم پرتت میکنه...

پارت [34]کوک:منم باید یچیزی بهت بگم راجب شوگاسومین:هوم بگوک...

گایز فصل دوشو بنویسم‌؟؟😂

پارت [64]خلاصه اره پیش کوک زندگی میکردن و ددساشون تموم شد دخ...

عضو هشتم BTS

وقتی عضو هشتم BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط