یه اتاق باشه ….. گرم گرم …. روشن روشن

یه اتاق باشه ….. گرم گرم …. روشن روشن

تو باشی…منم باشم

کف اتاق سنگ باشه.. سنگ سفید..تو منو بغل کردی که نترسم
…
که سردم نشه…نلرزم

می دونی ؟

… تو منو بغل کردی طوری که تکیه دادی به دیوار

پاهاتم دراز کردی…منم اومدم نشستم جلوت

بهت تکیه دادم

دو تا دستاتو دور من حلقه کردی

بهت میگم چشماتو می بندی؟…می گی : آره

چشماتو می بندی

بهت می گم : قصه می گی تو گوشم ؟

می گی : آره
دیدگاه ها (۱)

part 58″صدای زنگ در″جین« کوک برو درو باز کن»جونگکوک بلند شد ...

دازای با گریه لب زد:چرا.... چرا خوابیدی؟؟؟ مگه چقدر....چقدر ...

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده جین درحال آشپزی یاد د...

فیک تهیونگ

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

اعتیاد من بهت.

سناریو جونگکوک

ادامه پارت ۹جیمین گفت شوخی کردم شوخی کردم ات گفت فقط دوست مع...

پارت ۱۵ - ددییی؛ بله - می‌دونی حسنا و تهیونگ با هم رابطه دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط