نمازش ک تمام شد چادرش را تا کرد وگذاشت توی سجاده

نمازش ک تمام شد چادرش را تا کرد وگذاشت توی سجاده
موهایش را پریشان کرد...
سرخاب سفیدابی کرد و وارد مهمانی شد
فرشته لبخند تلخی زد...
فقط خدا برایت نامحرم بود.....
دیدگاه ها (۱)

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹⁰درهای ...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

ترکم نکن

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p83از راهروی اصلی که گذشتن، جیمین مسیرش ...

یک ماه بعد...عمارت از همیشه باشکوه‌تر شده بود.همه‌جا با گل‌ه...

#ارباب‌سنگدل #پارت_8فردا>>>>کوک همه جای عمارت رو گشت مهمون...

🧁 پارت دهم | یک آرزوی کوچکصبح روز بعد، لیانا طبق معمول زودتر...

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط