🍓🍒🍓🍒🍓🍒🍓🍒🍓

🍓🍒🍓🍒🍓🍒🍓🍒🍓
🍓 #ραят_6
#شیطونک_استاد.                         
🍓
🍒
🍓
🍒
🍓
🍒
🍓

یکی دیگه از دختر ها پرسید :
- میشه بگید چند سالتونه ؟

- فکر نمیکنم ربطی به شما داشته باشه ...
چه بی تربیته ....

خدا حفظت کنه برای دوست دختر هات ..
به قیافه ات میخوره یه 71 تایی دوست دختر داشته باشی ....

- سااااکت .... چه خبر؟از االان دارم بهتون میگم اگه شلوغ کنید یا بخواید سر کلاس من متلک بندازید از همین الان

میگم این ترم رو افتادید فهمیدید؟
بشین بابا حال نداریم جو زده شده انگار اولین بارشه اومده سر کلاس ...

از دور میشد فهمید که چشم هاش روشنه ..
باید برم از نزدیک دیدش بزنم ببینم طرف زن داره یا نه ...

رفت نشست روی صندلی وای نه ...
خاک بر سرم ...

از روی لیست ها اسم ها رو خوند ...
به اسم من که رسید یه ذره تمرکز کرد وای نه یعنی فهمیده ......
خدا الان با اردنگی من رو بیرون میکنه ..خدایا خودت به دادم برس....

وای یعنی فهمیده من بودم ...
رفتم جلوی میز واستادم ...
- بفرمایید استاد

اه اه عجب چشم هایی داره به قول دریا چشم هاش سگ داره....
پدر سوخته چه لب هایی هم داره ... خوش به حال زنش...

خاک بر سرت ساحل حلقه دستشه
- اگه دید زد نتون تمومش شد میشه بفرمایید چرا این کا رو کردید؟؟؟؟؟؟

‌🍓🍒 ‌ @Clip_stori_sh
دیدگاه ها (۰)

P1:پسری که ازم متنفر بود. راوی ویو : دست هاش رو تا مچ توی جی...

چند پارتی بازی ممنوع

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁸ویو: جونگ‌کوکبعد از اینکه جمله‌م...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:2کوک:ای واییی ا.ت:آ...

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

رمان دختر خاص پارت 29ات و وونی وارد کلاس شدن. سه پسر هم پشت ...

📖 قلدرِ منپارت اول | تازه‌واردصدای همهمه‌ی کلاس از چند دقیقه...

پارت ۵ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو نوسنده بعد از کلاس ها وقت کت...

فیک انتقام یا عشق

رمان: #رقص_در_میان_اتش پارت دوم: سایه‌ی تهدید و نگاه‌های مرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط