ادامه پارت ۴۳
ادامه پارت ۴۳
دختره که حال اشک هایش بند اومده بودن با صدای آرومی که حاصل از گریه کردن زیاد بود نجوا کرد ات : استاد پارک کمک کنید از این جشن برم بیرون
جیمین : چرا باید از جشن بری جشن تازه شروع شده خانم کانگ من بجز این راه دیگه ای ندارم
دستشو به سمته آستین های که یکی پاره و یکی درست بود برد یهو آستین هارو هر دو پاره کرد دختره با شوک و تعجب بهش نگاه میکرد این داره چیکار میکنه کارو درست میکنه یا خراب، آستین های طوری اش که قبلاً بود آلت هیچ خبری ازش نبود جلوی پاهای دختره رویه یه پایش نشست جوراب شلواری سیاه دختره رو تا رون پاهاش پاره کرد و از پاهای لاغر و سفید آن دختر بیرون کشید ات شوکه گفت ات : استاد پارک
جیمین : راه دیگه ای نبود
گوشی اش را از جیبش درآورد و عکسی از ات گرفت گوشی رو سمتش گرفت و عکس رو نشونش داد کلافه گفت جیمین : ببین الان بهتر شدی
ات : آره خیلی خوشگل شدم
جیمین دستمالی از جیبش در آورد نزدیک ات شد با دستمال گوشه لب ات که رژ اش پخش شده بود رو پاک میکرد دختره از این همه نزدیکی بهش قلب اش انگار که از کار افتاده بود لحظه ای چشم تو چشم شدن اما جیمین سریع ازش دور شد دستمال رو گذاشت کف دستش و نجوا کرد
جیمین : من میرم توهم بعدن بیا
دختره که حال اشک هایش بند اومده بودن با صدای آرومی که حاصل از گریه کردن زیاد بود نجوا کرد ات : استاد پارک کمک کنید از این جشن برم بیرون
جیمین : چرا باید از جشن بری جشن تازه شروع شده خانم کانگ من بجز این راه دیگه ای ندارم
دستشو به سمته آستین های که یکی پاره و یکی درست بود برد یهو آستین هارو هر دو پاره کرد دختره با شوک و تعجب بهش نگاه میکرد این داره چیکار میکنه کارو درست میکنه یا خراب، آستین های طوری اش که قبلاً بود آلت هیچ خبری ازش نبود جلوی پاهای دختره رویه یه پایش نشست جوراب شلواری سیاه دختره رو تا رون پاهاش پاره کرد و از پاهای لاغر و سفید آن دختر بیرون کشید ات شوکه گفت ات : استاد پارک
جیمین : راه دیگه ای نبود
گوشی اش را از جیبش درآورد و عکسی از ات گرفت گوشی رو سمتش گرفت و عکس رو نشونش داد کلافه گفت جیمین : ببین الان بهتر شدی
ات : آره خیلی خوشگل شدم
جیمین دستمالی از جیبش در آورد نزدیک ات شد با دستمال گوشه لب ات که رژ اش پخش شده بود رو پاک میکرد دختره از این همه نزدیکی بهش قلب اش انگار که از کار افتاده بود لحظه ای چشم تو چشم شدن اما جیمین سریع ازش دور شد دستمال رو گذاشت کف دستش و نجوا کرد
جیمین : من میرم توهم بعدن بیا
- ۲۲.۰k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط