نجوای صبحگاهی

نجوای صبحگاهی
هفتم آبان ماه
وقتی باغچه ای می شود
دست های من
برای رویش تو
دلم بارانی می شود
و به رؤیایی سبز می رود
به سرزمین آفتاب
و دروازه های رو به نور
و گشوده می شود
دریچه ی نگاهم
تا به آن جا
که بی شادمانی ات
بهاری نیست
و دست هایی که سبز باشد
از قدوم تو
نشانی ات همین جاست
هم ریشه
دل به خدا دارم و
و نشانی ام لبخند توست
دیدگاه ها (۱)

یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرایار تویی غار تویی خواجه نگهدا...

Leo TolstoyEveryone thinks of changing the world, but no one...

پروردگارا!دستان دعایم رابه عرش الهیت برسان ،دلم را به حلاوت ...

سلام دوستان عزیز و مهربانمصبح پنچ شنبه ۷ مهر بر شما مبارک.ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط