نجوای صبحگاهی
نجوای صبحگاهی
هفتم آبان ماه
وقتی باغچه ای می شود
دست های من
برای رویش تو
دلم بارانی می شود
و به رؤیایی سبز می رود
به سرزمین آفتاب
و دروازه های رو به نور
و گشوده می شود
دریچه ی نگاهم
تا به آن جا
که بی شادمانی ات
بهاری نیست
و دست هایی که سبز باشد
از قدوم تو
نشانی ات همین جاست
هم ریشه
دل به خدا دارم و
و نشانی ام لبخند توست
هفتم آبان ماه
وقتی باغچه ای می شود
دست های من
برای رویش تو
دلم بارانی می شود
و به رؤیایی سبز می رود
به سرزمین آفتاب
و دروازه های رو به نور
و گشوده می شود
دریچه ی نگاهم
تا به آن جا
که بی شادمانی ات
بهاری نیست
و دست هایی که سبز باشد
از قدوم تو
نشانی ات همین جاست
هم ریشه
دل به خدا دارم و
و نشانی ام لبخند توست
- ۱.۴k
- ۰۷ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط