خب،

خب،
گیرم بوسه بخواهی همین حالا
چه خاکی به سر میکنی؟
گیرم آغوش بخواهی
گیرم...
بخواهی ناز کنی!
آن هم غلیظ و کودکانه...
مثل آن شب ها!
چه میکنی؟
گیرم بخواهی گیر بدهی
به سیگار کشیدنم!
به بویش روی لباسهایم!
چه میکنی؟
گیرم بخواهی موهایت را ببافم،
بخواهی گل سرت را من ببندم!
چه میکنی؟
گیرم دلت لرزید به یاد وقتی من برایت
رژ میزدم!
گیرم دلت خواست گردن بندت را
من ببندم برایت با همان بوسه ی همیشگی!
بخواهی خیابان متر کنی چه میکنی؟
گیرم...
بخواهی...!
گیرم دلت هوایم را کرد...
چه میکنی؟
آخر من باید حواسم به این ها هم باشد لعنتی؟
غصه ی این ها را هم من بخورم؟
دلت نمی سوزد؟
کاش این همه دوست داشتنی نبودی
فرشته ی عذاب!

حامد_نیازی
دیدگاه ها (۲)

تارِ مویی از تو جامانده استراستی قاب نقره ای قشنگ تر است یا ...

این قیافه مادر مرده ها چیست که گرفته ای؟- افکار بدی رنجم می ...

خیاط خوبی است خداامادل مرابه عمد یا سهو ، نمی دانمشاید بی هو...

بهار بود که استفان مرا بوسیدرابین در پاییزاما کالینفقط نگاهم...

My professor Chapter:2Part:8جئون بدون اینکه هیزل رو نگاه کنه...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۳: «گردن...

مرد سایه ها 18

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط