یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد

یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد

یک بار دگر...
دیدگاه ها (۲)

چون به سخن نوبت عیسی رسید / عیب رها کرد و به معنی رسیدعیب کس...

مریم مقدس

وقتی بودم سرد و ساکتداشت دلم می شد هلاکتفکر میکردم تا تویی ...

اسپند دود میکنم برای عشقمانهر شب میان راز و نیاز های شبانهنک...

اندیشه‌ٔ معشوق،نگهبان خیال استعاشق نتواند به خیال دگر افتاد؛...

یک شب آمد پی ما گفت شما مال منیددگر افتاد از آن شب دل ما پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط