دلم برای کودکیم تنگ شده.......!!!

دلم برای کودکیم تنگ شده.......!!!
برای روزهایی که باور ساده ای داشتم!
همه ی آدم ها را دوست داشتم...!!!
مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم!!!
مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود....
تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار دلم برای خدا تنگ شده .....
خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم.....
دلم برای کودکیم تنگ شده...!!!
دیدگاه ها (۶)

https://wisgoon.com/kookjkoooمن اولین و آخرین خریدار اداتمام...

💙دلم میخواد برگردم به اون روزایی که همه چی‌ رو باور می‌کردمب...

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

سلام خانومیاخب...فکر کنم دیگه وقتشه حرف آخرمو بزنم نمیدونم.....

نامجون عزیزم ، تولدت مبارک 🤍گاهی واقعاً نمی‌دونم چطور باید ا...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭: ⁷⁰ویو: اتچند روز از مرگ بابا گذشت...

عشق یک طرفه پارت ۱۰ویو اتصدای زنگ در مثل تازیانه روی اعصابم ...

╭─────── ࣪˖ ִֶָ🌙🥀 ִֶָ˖ ࣪ ───────╮سلام قشنگای من... 🙂✨امروز ا...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط