وز پی دیدن او

‌وز پیِ دیدن او
دادنِ جان کارِ من است ...

#حافظ
دیدگاه ها (۱)

مبتلایم کرده ای، درمان نمی خواهم که عشقبی گمان شیرین ترینبیم...

‌نشسته ام به تماشای دردهای خودمتو از سکوت غزلهای من چه می دا...

‌شرمسارم از دل بی صبر و بی آرام خویشخود به یار از بی قراری م...

من مسـت و تـو دیوانه ما را که بَرَد خانه؟صد بار تـو را گفتمک...

موسیقی

وقتی برعنداز بدنبال کشته سازیه !

دل به امیدِ رویِ او، همدمِ جان نمی‌شودجان به هوایِ کویِ او، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط