ستارههای دو قلب
ستارههای دو قلب
Part 19:
**از زبون دامیان:**
تو مدرسه، بکی دوید سمتمون: "آنیا، دامیان! شنیدم اتحاد خانوادهتون!" آقای هندرسون هشدار داد: "شایعات خطرناکه، مراقب باشین." دیمین با ایمان و امیل چک کردن، مشکوک بودن. شب، آنیا رو بردم پارک: "ترس نداری؟" بوسیدمش: "با تو، نه!"
**از زبون آنیا:**
بابا لوید گفت: "دشمن نزدیکه." یور و یوری گشت زدن. دامیان هدیه ستاره داد: "ستارههای دو قلب!" اشک ریختم، بغلش کردم محکم و اصلا ولش نکردم و قول دادمم که پیشش بمونم.
**از زبون دیمین:**
گزارش اومد: "جاسوسای دیگه." دونووان دستور داد: "حفاظت بیشتر." ملیندا دعا کرد که اون تا ابد تو زندان بمونه و در نیاد.
**از زبون ملیندا:**
"عشقشون نوره تو تاریکی." همه متحد ولی ممکنه که تاریکی ببازه و نور برنده شه هیچی تو این دنیا غیر ممکن نیست.
**از زبون دونووان:**
"آماده شین." لوئد تأیید کرد و تهدیدم کرد واقعا نمیدونم چی بگم و نمیشه کاری کرد باید هرطور شده من فرار کنم.
**از زبون نویسنده:**
تهدید پنهان ظاهر شد، اما اتحاد قویتر. دامیان و آنیا با ستارههاشون میجنگن اینقدر می جنگن که برنده بشن و شکست نخورن!
Part 19:
**از زبون دامیان:**
تو مدرسه، بکی دوید سمتمون: "آنیا، دامیان! شنیدم اتحاد خانوادهتون!" آقای هندرسون هشدار داد: "شایعات خطرناکه، مراقب باشین." دیمین با ایمان و امیل چک کردن، مشکوک بودن. شب، آنیا رو بردم پارک: "ترس نداری؟" بوسیدمش: "با تو، نه!"
**از زبون آنیا:**
بابا لوید گفت: "دشمن نزدیکه." یور و یوری گشت زدن. دامیان هدیه ستاره داد: "ستارههای دو قلب!" اشک ریختم، بغلش کردم محکم و اصلا ولش نکردم و قول دادمم که پیشش بمونم.
**از زبون دیمین:**
گزارش اومد: "جاسوسای دیگه." دونووان دستور داد: "حفاظت بیشتر." ملیندا دعا کرد که اون تا ابد تو زندان بمونه و در نیاد.
**از زبون ملیندا:**
"عشقشون نوره تو تاریکی." همه متحد ولی ممکنه که تاریکی ببازه و نور برنده شه هیچی تو این دنیا غیر ممکن نیست.
**از زبون دونووان:**
"آماده شین." لوئد تأیید کرد و تهدیدم کرد واقعا نمیدونم چی بگم و نمیشه کاری کرد باید هرطور شده من فرار کنم.
**از زبون نویسنده:**
تهدید پنهان ظاهر شد، اما اتحاد قویتر. دامیان و آنیا با ستارههاشون میجنگن اینقدر می جنگن که برنده بشن و شکست نخورن!
- ۶۸۰
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط