#اونـ_مالـ_منهـ

#اونـ_مالـ_منهـ
Part1
سلام من کوک هستم من تو یه بار کار میکنم یه دونه رفیق دارم اسمش جیمینه

جیمین
منم مثل کوک توی بار کار‌میکنم کوک فکر میکنه منو اون رفیق هستیم ولی من اونو دوستش دارم
کوک
مثل هر روز از خواب بلند شدم موهامو درست کردم و به طرف باشگاه حرکت کردم

کوک :سلام جیمین شییی

جیمین:سلام کوککک

کوک:چطوری فدات

جیمین:خدانکنه خوبم تو چطوری

کوک:منم خوبم
خب امروز چیکار‌ داریم

جیمین :ارباب مهمون داره

کوک:باشه
شروع کردیم به کار کردن و بعد 1ساعت تموم شد

کوک: تموم شد

ارباب:همه چیز خوب اماده کردین

کیم تهیونگ
من یه مافیای قدرتمند بودم و امروز قرار بود برم با اون جونگ عوضی قمار کنم
رسیدم و رفتم نشستم

جونگ. خوب سر چی قمار کنیم

ته . پول زیادی باید بدی

جونگ :باشه

ته:باشه
اینا شروع میکنن و بعد نیم ساعت جونگ باخت

ته:رد کن بیاد

جونگ من اینقدر‌ پول ندارم
بجاش برات برده میدم

ته:باش قبول می کنم

جونگ رفت تو اشپز خونه
کوکک

کوک:بله ارباب‌

جونگ تو الان با این اقا میری و براش‌برده میشی

جیمین:تا من هستم نمیزارم بره

جونگ تو کی هستییی که برام تعین تکلیف میکنی

کوک.من خودم نمیخوام
دیدگاه ها (۲)

#اونـ_مالـ_منهـPart2کوک .من خودم نمیخوامجونگ مگه درست توعه‌ب...

#اونـ_مالـ_منهـpart 3 کوک: خیلی خسته بودم اومدم تو اتاقم و ر...

مرسییی قشنگم🥹💝بیشتر فعالیت میکنم نا خوشتون بیاد🍒🍓

پارت هشتجونگ کوک: ساعت هشت اماده باش یه مهمونی همه ی مافیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط