‌عبور می کنم از تنِ

‌عبور می کنم از تنِ
خسته ی شب
قدم به قدم
بی تابِ آغوش توأم
چشمانت را
ببند بگو که منتظری
دیدگاه ها (۱۵)

بیـک تـحلمـت ردیت للبیـت وفتحت ألباب بیـدک من أجیـتــکومحاضن...

چنت تگلی احبک قبل لتنام هسة تغیرت مالک خلگ تحچی جنت بدگة منی...

می‌پرسند:مجـــــــــــــــــــردی، یا متأهــــــــــــــــــ...

تمنیتـک تحبنی وتـنچـوی بـنـاریوگبالی واگعدک عاشک ومعشــوکواح...

مرا میهمان کنبه تماشای شب چشمانتو بگذار در حالی که محو تماشا...

گفتند اورا توصیف کن ؛گفتم : اوجان می دهد به تن خسته ی من

می دانیاز وقتی دلبسته ات شده امهمه جا بوی پرتغال و بهشت می د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط