در نهایت دریافتم که خودم باید این روح خسته را تیمار کنم،

در نهایت دریافتم که خودم باید این روح خسته را تیمار کنم،
خودم باید دستان مشت شده‌ی انسان در آینه را باز کنم
و خودم باید به او صلح بیاموزم،
خودم باید از من مراقبت کند،
خودم باید پرستارش باشم،
خودم باید دوستش باشم،
خودم باید نگرانش باشم،
خودم باید تن زخم خورده‌ام را به خانه بازگردانم،
برایش قهوه دم کنم،
خودم..🤍
دیدگاه ها (۰)

داستان تو همینجا تمام نمی‌شود عزیز من ؛تو خواهی خندید در جای...

کسی چه می‌داند من چقدر تلاش کرده‌ام که روحم زیبا بماند وقتی ...

‏بعضی از آدم‌ها باعث میشندلت بخواد ادم بهتری باشی. مهربونتر ...

از هیچکس توی ذهنتون تصویری نسازید و اجازه بدیدخودش اون تصویر...

پارت ۲۳

وقتی نمیتونستی...:) #فلیکسدستاشو محکم رو میز کوبید و با عقب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط