زندگی با بودن تو قشنگ میشود

🍄زندگی با بودن تو قشنگ میشود🍄
پارت 3
اومد و گفت خوش اومدی عزیزم
جنا: ممنونم خانم
علامت خانم &
&از این به بعد تو مسئول حسابداری هستی
جنا : ممنونم خانم
و بعد رفت
چند ساعت گذشته منم کار تمام مشتری هارو راه انداختم و آخرین مشتری داخل اومد یه بچه ی ریزه میزه بود که انگار آشنا بود
ویو جنا ✨
دیدم & داره صدام نیزنه روم رو برگردونندم و دیدم یه جسم کوچولو به پاهام خورد دیدم همون دختره لیا بود
لیا : با لحن بچه‌ گونه ( دلم برات تنگ شده بود)
جنا : سلام کوچولو خیلی خوشحالم که دوباره می‌بینمت
حالت خوبه ؟.
لیا : خوبم امممم میشه که من پیش تو بمونم
جنا : چییی چی میگی عزیزم داییت کجاست
لیا : اون میخواد بره یه سفر کاری و منم نمیبره و منم تنها باید خونه بمونم
جنا : من هنگ کردم نمیدونم چی بگم
تهیونگ: لیااااااا( داد)
لیا سریع دوید سمت داییش و گفت : دایی من می‌خوام پیش جنا بمونم لطفاً
تهیونگ : دختر چی میگی جنا کیه ؟
لیا: اون خانوم که اونجا وایستاده همونی که منو آورد پیش تو دایییی لطفاً بزار بمونمممم
تهیونگ دست جنارو گرفت و اومدم سمتم و چیز های که خریده بود رو حساب کردم و بعد با نگاه های ترسناکش به من اونجا رو ترک کرد
ادامه دارد ...
بچه ها نظرتون چیه؟🫶🏻💜
دیدگاه ها (۲)

سیسی های قشنگم پارت 4 رو احتمالا شب یا همین الان آپلود کنم م...

🍄زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄 پارت 4با اون نگاه ترسناکش اون...

بچه هااااا ایده بدید لطفاً ایده میخوامممممممممداخل کامنت ها ...

🍄اسم رمان :زندگی با بودن تو قشنگ میشود🍄شخصیت ها : جنا ✨ دختر...

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄 پارت 22ته: لیااااااا حق ندار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط