"رفتن" !

"رفتن" !
رفتن که بهانه نمیخواهد ،
یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار شده و گاهی حتی دلخوشیهای انکار شده ...
رفتن که بهانه نمیخواهد وقتی نخواهی بمانی ، با چمدان که هیچ بی چمدان هم میروی !
"ماندن" !
ماندن اما بهانه می خواهد ،
دستی گرم، نگاهی مهربان ، دروغهای دوست داشتنی ،
دوستت دارمهایی که می شنوی اما باور نمی کنی ،
یک فنجان چای ،
بوی عود ، یک آهنگ مشترک ، خاطرات تلخ و شیرین ...
وقتی بخواهی بمانی ،
حتی اگر چمدانت پر از دلخوری باشد خالی اش می کنی و باز هم میمانی ...
میمانی و وقتی بخواهی بمانی ، نم باران را رگبار می بینی و بهانه اش می کنی برای نرفتنت !
آری ...
آمدن دلیل می خواهد
ماندن بهانه
و رفتن هیچکدام ... !
دیدگاه ها (۷)

فعلامطلب ندارم..پامو بو کنین      ( ) ) ) ) )      ( ...

پسری هرروز سرقبری اشک میریخیت وهرروز به ان قبر سرمیزدنظر پیر...

ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ :ﺑﭽﻪ ﻫﺎ X ﺭﻭ ﭼﻨﺪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﯾﺪ؟ﻧﺎﺯﯼ : 23...

ﻣﯿﮕﻦ ﮔﺮﮒ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺮﻩ ﺯﯾﺮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻭ ﺯﺧﻤﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻣﯿﮑﺸﻮﻧ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹².𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.وارد عمارت که شدند...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 138✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط