این یه عشقه بیب
این یه عشقه بیب
پارت : 7
یه پسر اومد داخل اتاق
_ اوففف اینجا رو چه دخترای جذابی جونگکوک و جیهوپ بیاید اینجا رو ببینید
فک کردم اول واقعا جونگکوک بود اما منطقی فکر کردم گفتم شاید شباهت اسمی باشه
یه نفر از پشت یه دستی یقه اون پسرو گرفت و داشت عقب میکشیدش من داشتم نگاشون میکردم که یه قامت بزرگ جلو در نمایان شد
_ جیمین گفتم بیا بر...
بیا دیدن همدیگه جا خوردیم جونگکوک بود واقعا ولی اینجا چیکار میکرد همونجوری داشت نگاهم میکرد که اخم کرد
با تردید یه نگاه به وضعیتم کردم وای لباسم خیلی خیلی باز بود
لیا مثل مجسمه شده بود نه حرف میزد نه تکون میخورد
جونگکوک با عجله سمتم اومد و مچ دستمو و محکم گرفت
_ اینجا چه غلطی میکنی
با حالت سلیطهگری جواب دادم
+ بتوچه اینو من باید بهت بگم تو اینجا چیکار میکنی
_ لباست که بازه ارایشتم که غلیظه این سلیطهگریت واسه چیه
دستمو میخواستم از دستش بکشم بیرون مگه میشد نق زدم و گفتم:
+ جونگکوک توروخدا ول کن دستمو دستم خورد شد
لیا وقتی فهمید جونگکوک بود وحشت کرد و بدو بدو سمتمون اومد و تا میخواست مارو جدا کنه جونگکوک اروم هولش داد که لیا افتاد زمین
جیغ بلندی کشیدم و بدو بدو سمت لیا رفتم
+ لیا خواهری حالت خوبه ؟
من چرا متوجه نشدم که صدام بغض داره
پارت : 7
یه پسر اومد داخل اتاق
_ اوففف اینجا رو چه دخترای جذابی جونگکوک و جیهوپ بیاید اینجا رو ببینید
فک کردم اول واقعا جونگکوک بود اما منطقی فکر کردم گفتم شاید شباهت اسمی باشه
یه نفر از پشت یه دستی یقه اون پسرو گرفت و داشت عقب میکشیدش من داشتم نگاشون میکردم که یه قامت بزرگ جلو در نمایان شد
_ جیمین گفتم بیا بر...
بیا دیدن همدیگه جا خوردیم جونگکوک بود واقعا ولی اینجا چیکار میکرد همونجوری داشت نگاهم میکرد که اخم کرد
با تردید یه نگاه به وضعیتم کردم وای لباسم خیلی خیلی باز بود
لیا مثل مجسمه شده بود نه حرف میزد نه تکون میخورد
جونگکوک با عجله سمتم اومد و مچ دستمو و محکم گرفت
_ اینجا چه غلطی میکنی
با حالت سلیطهگری جواب دادم
+ بتوچه اینو من باید بهت بگم تو اینجا چیکار میکنی
_ لباست که بازه ارایشتم که غلیظه این سلیطهگریت واسه چیه
دستمو میخواستم از دستش بکشم بیرون مگه میشد نق زدم و گفتم:
+ جونگکوک توروخدا ول کن دستمو دستم خورد شد
لیا وقتی فهمید جونگکوک بود وحشت کرد و بدو بدو سمتمون اومد و تا میخواست مارو جدا کنه جونگکوک اروم هولش داد که لیا افتاد زمین
جیغ بلندی کشیدم و بدو بدو سمت لیا رفتم
+ لیا خواهری حالت خوبه ؟
من چرا متوجه نشدم که صدام بغض داره
- ۳.۷k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط