𓆩 پارت ۵۹ 𓆪 🖤

𓆩 پارت ۵۹ 𓆪 🖤

ات با نگرانی پرسید:

— جیمین، اون کیه؟

جیمین دستش را گرفت و گفت:

— کسی که نباید برمی‌گشت!

ناگهان صدای شکستن شیشه از داخل خانه بلند شد.

جیمین ات را پشت خودش پناه داد و به سمت سالن رفت.

روی زمین، پاکتی سیاه افتاده بود.

داخلش یک عکس از ات بود که پشت آن نوشته شده بود:

«این بار، معشوقه‌ات رو از دست می‌دی، پارک جیمین!»

جیمین عکس را مچاله کرد و زیر لب گفت:

— این بار اشتباه بزرگی کردی... چون به کسی دست زدی که تمام دنیای منه.
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط