ناله از دوری آن کن که تو را می فهمد

ناله از دوری آن کن که تو را می فهمد
عشق خود صرف همان کن که تو را می فهمد

درد دل،شعر قشنگ،این همه احساس لطیف
به کسی این سه بیان کن که تو را می فهمد

نوجوانی و جوانی چو بهاریست به عمر
پای آن ، عمر خزان کن که تو را می فهمد

دل به هر بار غم و درد فرو می ریزد
به کسی پس نگران کن که تو را می فهمد

عاشقی سود ندارد به خدا من دیدم
پای آن یار زیان کن که تو را می فهمد

اشک وصل است به خون دل و آن شاهرگت
بهر آن اشک روان کن که تو را می فهمد

گر غمت خلق بدانند شماتت بکنند
پیش آن سرت عیان کن که تو را می فهمد

بگذار هر که دلش با تو نباشد برود
به کسی هی تو بمان کن که تو را می فهمد
دیدگاه ها (۴)

به روی چو ماهت قسم می خورمبه اوج نــگاهــت قسم می خورماگر اش...

شهر دل را با تو تابان می کنم قدری بمان با غزل همواره طوفان م...

دلم به خاطر تو ، دم به دم بهانه میگیرد بهانه بهر تو این دل...

من که ترک عشق کردم پس چرا دیوانه ام این چنین هرگز نبودم گویی...

از کنار من افسرده تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو ...

سلام و احترام🌷"چه مبارک است این غم که در تو دلم نهادیبه غمت ...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط