مرهمی نیست که دل را من از او چاره کنم

مرهمی نیست که دل را من از او چاره کنم
مگر از سینه برون آید و صدپاره کنم...

#شاهمیر_دیلمی
دیدگاه ها (۳)

نه این‌جا چشمکِ ساقی نه آن‌جا حرف مشتاقیز بزمِ صوفی و ملّا ب...

همین که گفتم اگر خسته‌ای نمان با من،سریع بار سفر بست، از خدا...

دنیا غم تو نیستڪه نتوان از آن گذشت #بیدل_دهلویهوووف

جانا، دلم ز درد فراق تو کم نسوختآخر چه شد که هیچ دلت بر دلم ...

سینه ای ما پر از درد است ای دریغ آه مرهمیدل ز تنهایی به جان ...

بعضی‌ها چهره شان خیلی معمولی است،اما آنچه در قسمت چپ سینه شا...

چه کنم چاره نیست خود می شوم ملامت بی چاره ناتوانم خوب یا که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط