طنز و سرگرمی khoramabad

دیدگاه ها (۱۹)

میخندید ولی در نگاهش غمی میرقصید..

ندارم وحشتی از یوز و ببر و حمله شیران ،از آن گرگی که می پوشد...

قدر داشته هاتونو بدونین مارو به خاطر نداشته هامون ترک کردن

کنج این خانه-که خالیست ز تو...مرد این قصه به سیگار تجاور کرد...

#طنز #ویسگون

#طنز #ویسگون

#طنز #ویسگون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط