گاهی یه اسم

گاهی یه اسم
یه عکس
یه آهنگ
می تونه پرتت کنه به ناشناخته ترین جای ذهنت!
جایی که حالا آرامگاه صدها "خاطره ی خاموش" شده!!
خاطراتی که بدون هیاهو، یادآور روزای خاص زندگی هستن
و برای بیدار شدن، فقط به یه تلنگر کوچیک احتیاج دارن!
یه تلنگر کوچیک، که می تونه حاصلش حلقه زدن اشک توی چشم
یا افتادن لبخند روی لب باشه...
یه وقتا که اتفاقی این خاطره ها بیدار می شن
همون وقتا که عطرِ یه نفر رو برام تازه می کنن
همون وقتا که بغض قد می کشه و می خوام ازشون عبور کنم
یه حسی بهم می گه؛
با خاطراتت مهربون باش!!
اینا، تنها چیزایی هستن که برات باقی موندن..
با خاطراتت مهربون باش...
دیدگاه ها (۴)

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 رمان: «گردنبند آرزوها»✨ یه خلاصه کوچولو...

𓆩♡𓆪 «و این‌گونه، داستان ما به فصلِ هزارم رسید…» 𓆩♡𓆪گاهی بعضی...

اخبار

پارت ۶

سناریو از شخصیت های انیمه جوجوتسو کایسن_ درخواستی

گرگ و بره کوچکپارت ۲تهیونگ روی صندلی چرمی پشت میز ناهارخوری ...

......//برده ی زیبا//......

dark life =22

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط