𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝
Season¹
PART⁸

(نایون+)(جونگکوک–)
فضای بین جونگکوک و نایون متشنج بود...جونگکوک پر از استرس و اضطراب از جواب چی که قراره بشنوه و نایون دو دل...نایون بلاخره به حرف اومد
+جونگکوک...ما
–ما چی؟
+حتی اگر بخوام هم نمیشه...
–چی؟اما چرا؟
+ما دیگه دوتا جوون معمولی نیستیم...ما خواهر و برادر ناتنی ایم!
با این حرف انگار دنیا روی سر جونگکوک خراب شد و نایون به صحبت ادامه داد
+ما با شرایطی که داریم نمی‌تونیم خوشبخت بشیم...ته این رابطه چی میشه؟ما حتی اگر دوباره باهم باشیم باز مجبور میشیم از هم جدا بشیم و این فقط دردمون رو طولانی تر و وحشتناک تر می‌کنه...
دست جونگکوک مشت شد و با بعضی که داشت جلوش رو می‌گرفت شروع به صحبت کرد
–پس میخوای به همین راحتی تسلیم بشیم؟فقط چون والدینمون قراره ازدواج کنن؟من به عشق بین اونا اهمیت نمیدم!من به خودمون اهمیت میدم!
+ما باید این رو بپذیریم...اون ها تمام زندگیشون از خوشبختیشون به خاطر ما گذشتن و حالا که می‌خوان خوشبخت بشن ما گند بزنیم توش؟
–پس مخفی نگهش میداریم!
+جونگکوک این خیلی خودخواهانه‌ست!
–آره این خودخواهانه‌ست!من خودخواهم! نایون من لعنتی عاشقتم!نمیتونم ازت بگذرم! نمیتونم ببینم با یه نفر دیگه باشی!نایون من حاضرم به خاطرت دنیا رو به آتیش بکشم!
+جونگکوک...
–نایون! لطفاً!فقط یه فرصت دیگه! لازم نیست هیچکس بفهمه!نه پدرم نه مادرت...ما قبلا هم توی این رابطه بودیم و هردو خوشحال بودیم...تنها چیزی که عوض شده اینه که الان من و تو یه نوع رابطه جدید داریم...
جونگکوک تمام حرف هاش رو با احساساتش می‌گفت...و سعی داشت جلوی بغضش رو بگیره
–من هنوز همونم که تو عاشقش شدی و تو هنوز همونی که من عاشقش شدم...
جونگکوک دستش رو گذاشت روی گونه نایون و دوباره اشکای نایون سرازیر شد این دفعه خود جونگکوک باعث اشکای دخترش بود ولی دیگه نمیتونست احساساتش رو نگه داره...
+اما این اشتباهه...
–میدونم ولی واقعا نمیتونم ولت کنم...
نایون لبش رو به دندون گرفت و چشماش رو بست انگار با خودش کلنجار میرفت ولی سکوت رو شکست و جواب داد
+اما جونگکوک همون‌طور که گفتم فقط دردمون طولانی تر میشه!حتی اگر مخفیش کنیم فقط یه مدته!بلاخره میفهمن...اون موقع چی؟آخرش محکوم به جداییه!
–تا وقتی اون روز نرسیده بیا باهم باشیم و از این مدت کوتاه با بلند لذت ببریم...من مسئولیت پایانش رو به عهده میگیرم...فقط الان برای من باش!
نایون دوباره داشت اون جونگکوک لجبازی که عاشقش بود رو حس میکرد و این بهش حس عجیب اما خوشایندی میداد
+اما این حماقته!
–من این حماقت رو با تو می‌خوام...بیا از زمان حال لذت ببریم...این رابطه رو مخفی نگه میداریم و وقتی فهمیدن همه چیز رو بهشون توضیح می‌دیم حتی اگر قانع نشن...بهم نایونی که می‌شناختم رو نشون بده و با حماقتم همراهی کن
نایون هنوز دو دل بود اما اون هم این رابطه رو میخواست...اون هم بدون جونگکوک نمیتونست...عقل نایون می‌گفت نه اما دلش...دلش میخواست فریاد بزنه منم می‌خوام دوباره باهم باشیم اما نایون او احساسش رو نشون نداد و فقط با صدای بغضیش شروع به حرف زدن کرد
+باشه...اما یه شرط دارم...
–چی؟اگر باعث میشه تو کنارم باشی هر شرطی باشه قبوله
+باید کاملا مخفی بمونه... هیچکس نباید بو ببره!میدونم به تهیونگ اعتماد داری اما حتی نباید به اون هم بگی...و روزی که لو بریم همه چیز تموم میشه
شرایط کمی برای جونگکوک سخت بود اما نداشتن نایون سخت تر بود پس قبول کرد
–هرچیزی باشه قبوله!
جونگکوک پیشونیش رو گذاشت روی پیشونی نایون و هردو به هم خیره شدن و جونگکوک برای مهر و موم کردن قرار بینشون لـ‌ب هاش رو می‌زاره روی لـ‌ب های نایون و بو‌سـه ای نرم رو شروع میکنن...نایون مقاومت نمیکنه و در عوض همراهی میکنه و این به معنای این بود که دوباره نایون متعلق به جونگکوک بود و جونگکوک متعلق به نایون...بعد از چند ثانیه جونگکوک از بو‌سـه عقب می‌کشه و توی گوش نایون زمزمه می‌کنه
–مهم نیست کجا باشی و خواهرم باشی یا دوستم یا گرل‌فرندم تو در هرحال مال منی...
نایون فقط یه لبخند زد و سکوت کرد ولی همون سکوت نایون از هر فریاد منم دوستت دارم بلندتر بود و جونگکوک اون رو میفهمید

ادامه دارد...
ــــــــــــــــــــــــــ
شرطا:
15 لایک🌷
10 بازنشر🪷
2 فالو✨
ــــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
ــــــــــــــــــــــــــ
#جونگکوک #ما‌نباید‌همدیگر‌رو‌میدیدیم‌اما‌دیدیم #رمان #فیک_جونگ_کوک #فیک_جونگکوک #فیک_بی‌تی‌اس
دیدگاه ها (۹)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART⁷(نایون+)...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝PART⁶(نایون+)(جونگکو...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART¹(نایون+)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط