شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنم

شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنم
تنها به یاد بودنت ،احساس بودن میکنم

خود را بغل میگیرمو ، از بین این دیوار ها
تنها به شوق یاد تو ،سودای رفتن میکنم

وقتی که جای خالیت ،خود را
نمایان میکند
من در هجوم اشکها ،احساس مردن میکنم

کم دارد آغوش تورا ،این دستهای خسته ام
دور از هم آغوشی تو ،حس بریدن میکنم

این فکرهای لعنتی ،این خاطرات گم شده
آخر کجای ای جهان ،از عشق دیدن میکنم

این بغضهای تو به تو ،این اشکهای خود به خود
تا کی من این اندوه را ،باخود کشیدن میکنم

دلتنگ هستم خوب من ،ای کاش برگردی به من
شبها که میگیرد دلم ،یاد تورا تن میکنم.....
دیدگاه ها (۱)

ﺩﻟـﻢ ﺗﻨﮓ ﺷـﺪﻩ ﺑﺮﺍﯾﺖ. . . اﻣﺎﻧﻤﯽﺷـﻮﺩﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﮕﻮﯾـﻢ ...

آن مسافر که سحر گریه در آغوشم کردآتشم زد به دو تا بوسه و خام...

از دست تو امشب شده فکرم متلاشیآرام نگیرم ، مگر از من شده باش...

صورت گل را شبیه ماه مادر می کشمجای دست مادرم بال کبوتر می کش...

My Vampire Mate Season 2 part : ۸۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط