#خوناشام_کوچولو

#خوناشام_کوچولو
پارت پایانی
روز سالگرد اولین روز رابطمون ازمون خاستگاری کردن که دقیقا جفتش هم تو کنسرت بود علاقه خاصی به اعلام کردن خبر های مهم تو کنسرت دارن این دو تا
اول من و کوک و بعد یه ماه لیا و ته ته ازواج کردیم
من بعد یه سال و لیا یه سال بعد من بچه دار شدیم خیلی بامزه بود اول اون از من مراقب کرد و بعدش من از اون
روزی که جفتمون فهمیدیم حامله ایم پیش هم بودین
برای من اینجوری بود
ویو به اون روز
یه چند روزی حالت تهوع داشتم واسه همین مشکوک شدم بی بی .چک و جواب مثبت بود و پرای جفتمون ریخته بود از ذوق بالا پایین میپریدیم و وقتی کوک اومد بدو بدو رفتم دم در
سلاممممم
_سلام خانم جئون
=ای خدا اینا باز به هم رسیدن
•~÷= _*٪"سلام (خنده)
اوپا میخوام یه چیزی بگم
=الان
اره نمیتونم جلو خودم رو بگیرم
=باشه آروم باش (با خنده)
اوپا
_جانم چیشده
٪ا.ت مشکوکی
قراره بزودی یه نینی جئون داشته باشیم
_چی
داری بابا میشی
_چیییییییییییییییییییی من ..من دارم بابا میشممممم
=٪*~"،مبارکهههههههه
پایان ویو
و مال لیا
ویو اون روز
لیا
=جان
میگم تو الان باید پر.یود باشی ولی نیستی
=اره خیلی عجیبه
نکنه حامله ای
=چی
ممکنه خوب
=اره
تهیونگ اوپاااا
~بلههه
یه لحظه بیاااا
~اومدممم
=اوپا برو برام یه بی بی.چک بگیر
~چی ممکنه
~اره برو
~باشه باشه الان
چند مین بعد
~بیا
لیا رفت دستشویی و اومد بیرون
چیشد
=ا.ت م..من دارم مامان میشم
جیغغغغغغغغغغعغغغغغغغغغغغغغغغغ دادم خاله میشم
~دارم بابا میشممممممم
پایان ویو
جالبه جفتمون دوقلو آوردیم یه دختر و یه پسر واکنش اعضا به این‌ه جفتمون دوقلو آوردیم خیلی جالب بود برگشتن گفتم زدید تو فاز دوقولو
الان بچه های من چهار سال و بچه های لیا سه
زندگی خیلی خوبی داریم و همه چی عالیه همیشه همه چی خوب باشه
غرق در فکر بودم که با صدای کوک به خودم اومدم
_ملکه
بله پادشاه
_دوست دارم خوناشام کوچولو
منم دوست دارم
ویو لیا
الان واقعا بعد سختی های زیاد یه زندگی عالی داریم
~ملکه کوچولو
=که این طور کوچولو
~بله کوچولو
=ازت ممنونم بابت همه چی
~ن منم ممنونم
=دوست دارم
~من بیشتر
و این بود داستان ا.ت و لیا خوناشام کوچولو های داستان ما
پایان
نظرتون درباره این فیک چیه خوب بود؟
دیدگاه ها (۲۹)

این یه نظرسنجی برای فیک بعدیه حتما نظرتون رو بگید مهمه

بنر فیک

#خوناشام_کوچولو ادامه پارت 49(علامت دکتر^)^همراه بیمار ها شم...

#خوناشام_کوچولو ادامه پارت49ویو روز اتفاقاز صبح حس میکردم یک...

پارت دو ببخشید یادم رفتتتت

مه در میانه جنگل Part8

پارت جدیدتر(خلاقیت👍😅)ویو کورومن یه احمقم چرا این حرفا رو زدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط