آدم گاهی...

آدم گاهی...
حواسش پرت میشود...
و غذا از دهن می افتد...
چای یخ میکند...
کاغذ خط خطی میشود...
درس چند خط در میان خوانده میشود...
تلفن خودش را میکشد...
تاکسی هی بوق میزند...
بعد که به خودش می آید...
میگوید من فقط داشتم یک لحظه به "او" فکر میکردم...
فقط یک لحظه... #مریم_قهرمانلو
دیدگاه ها (۱)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹¹_بخش دوم_در کوپه را نیمه باز میگذارم که اگر ...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

دروغ شیرین پارت بیست و چهارم × اونییی من نمیخوام برم مدرسه م...

#داستان_واقعیدر خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود د...

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽⁴:⁴🕊از ز...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❼قاعده‌ای وجود ندارد كه به درد همه بخورد، هر كس ب...

رز آبی پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط