عکس تو ، برعکس تو دائم درآغوش من است
عکس تو ، برعکس تو دائم درآغوش من است
حرف تو مانند گل، آویزه ی گوش من است
دست تو ویرانگر- آبادی - دنیای من
نام تو کهنه شرابی، باده ی نوش من است
ماهی چشمان تو ، دریانورد قابلی ست
سحر تو ، چون طعمه در قلاب، بهنوش من است
نرم نرمک می روی در جاده های باورم
میزبان- مقدمت ، گلهای تن پوش من است
دردهایم یک به یک از خار- چشمانت کشم
ناز یک لبخند تو ، صهبای مدهوش من است
سر کشم از باده ی عشقت، بسوزاند تنم
این شب آشفته از یادت فراموش من است
گم شوم در خاطرت در آرزوی وصل و باز
دیده پوشی جرم من، رویای مخدوش من است...
حرف تو مانند گل، آویزه ی گوش من است
دست تو ویرانگر- آبادی - دنیای من
نام تو کهنه شرابی، باده ی نوش من است
ماهی چشمان تو ، دریانورد قابلی ست
سحر تو ، چون طعمه در قلاب، بهنوش من است
نرم نرمک می روی در جاده های باورم
میزبان- مقدمت ، گلهای تن پوش من است
دردهایم یک به یک از خار- چشمانت کشم
ناز یک لبخند تو ، صهبای مدهوش من است
سر کشم از باده ی عشقت، بسوزاند تنم
این شب آشفته از یادت فراموش من است
گم شوم در خاطرت در آرزوی وصل و باز
دیده پوشی جرم من، رویای مخدوش من است...
- ۷۴۶
- ۱۹ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط