مثل یک ساعت از رونق و کار افتاده

مثل یک ساعت از رونق و کار افتاده

هر که در عشق رکب خورده کنار افتاده

 

فصل تا فصل خدا بی تو هوا یک نفره است

از سرم میل به پاییز و بهار افتاده

 

هر دو سرخیم ولی فاصله ما از هم

پرده هایی است که در قلب انار افتاده

 

پیش هم بودن و هم جنس نبودن درد است

آه از آن سیب که در پای چنار افتاده

 

حس من بی تو به خود نفرت دانشجویی ست

از همان درس که در آن دو سه بار افتاده

 

سهمم از عشق تو عکسی ست که دیدم آن هم

دستم آنقدر تکان خورد که تار افتاده!
دیدگاه ها (۱)

قسم به عشق ، که گمگشته ی دلم بودیاگر کنار تو بودم ، مکملم بو...

در هم تنیده ایم چو گلهای نسترنگاهی تو سرخ می شوی و گاه نیز م...

از لحظه ی جدایی دیگر سخن نمی گفتفهمیده بودم اما چیزی به من ن...

کلماتی بفرستکه خلاصم کند از دلتنگی  که منــوّر بزند در روحم ...

بررسی شعر «فاصله چیه؟» از (نقش) بخش نخستــــــــــــــــــــ...

دیر است ،گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانهٔ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط